مقالات

اصطلاحات در مورد سیستم صوتی ۳

سیستم صوتی

اصطلاحات در مورد سیستم صوتی ۳

Bass Boost/Enhancer Circuit
یک بخش تقویت کننده لو پسه که به برخی هدیونیت ها، اکولایزرها، و آمپلیفایر ها اضافه شده، و میتونه تا ۱۸ دسیبل تقویت صدا رو به یک سیگنال صوتی بین ۳۵ تا ۹۰ هرتز وارد کنه.
BBE 1 & 2 Processing
یک مدار پردازش سیگناله که باعث میشه تجسم حجمی و سه بعدی صدا طبیعی تر به نظر برسه. این مدار این کار رو با تغییر فرکانس و مشخصات فازی بخش هایی از سیگنال ورودی انجام میده.
Bridged Power
بریج کردن یک آمپلیفایر، باعث میشه که قدرت خروجی دو کانال به یک کانال تبدیل بشه. بریج کردن باعث میشه که آمپ بتونه یک باند رو با قدرت بیشتر از اونی که میتونه دو باند رو درایو کنه، راه اندازی کنه. به دلیل این قدرت خروجی بالا، بریج کردن یکی از راه های بسیار خوب برای درایو کردن یک ساب ووفره.
Butterworth crossover
یک نوع کراس اوره که فیلتر لوپسش حجم پاسخ بسیار مسطحی داره. یعنی این که تقریبا هیچ تغییری در مقدار تقویت محدوده ای که تعیین کردیم وجود نخواهد داشت، و صداهای خروجی بسیار مسطح تر و یکنواخت تر خواهند بود.
(Capacitor (Power audio
 خازن های قدرت، توان مورد نیاز یک آمپلیفایر را برای اجرای باس های قوی ذخیره می کنند، تا کلیپینگ رخ ندهد. خازن ها انرژی را در فاصله زمانی ای که به آنها نیاز نیست ذخیره می کنند، (یعنی در اکثر اوقات، چرا که باس های قوی در همه جای آهنگ وجود ندارند) و زمانی که تقاضای سیستم صوتی از عرضه آن بالاتر می رود، یعنی زمانی که مقدار توان مورد نیاز از عهده سیستم خارج است، آنرا رها می کنند. مقدار توانایی ذخیره ای که قرار است استفاده شود برابر نیم فاراد به ازای هر ۵۰۰ وات آر ام اس است.خازن ها با آمپلیفایر هایی که توان تولید آنها زیر ۳۰۰ وات آر ام اس است استفاده نمی شوند.
Circuit Breaker
وسیله ای که به طور خودکار مدار را قطع می کند. این وسیله زمانی مدار را قطع می کند که مقدار جریان داخل مدار از حد تحمل آن بالاتر رود. زمانی که مدار شکن مدار را قطع می کند، باید مدار را به صورت دستی دوباره راه اندازی کرد. کارکرد آن درست مثل فیوز است، اما نیاز به تعویض ندارد.
Clipping
سیگنالی است که زمانی به وجود می آید که یکی از دو حالت زیر پیش می آید: یا بار اضافی وارد آمپلیفایر شده است، یا برق وارد شده به آمپلیفایر به نسبت سیگنالی که می خواهد آنرا تقویت کند کم است. موج صوتی کلیپ شده موجی است که در آن نقاط بالایی و پایینی، به جای آن که نرم و گرد باشند، تیز یا دارای چاله های مربعی شکل هستند، که ویژگی موج های DC است نه AC . ( امواج صوتیACهستند). زمانی که یک موج DC وارد باند می شود، کویل هیچ وسیله ای ندارد که آن را با یک میدان مغناطیسی دائمی اجرا کند. در عوض، فقط جریان ورودی را به گرما تبدیل می کند، و در نهایت می سوزد. اثر موج های DC بر باند ها بسیار بد و قابل توجه است. اگر زمانی که با صدای بلند موسیقی گوش می کنید دیستورشن بالایی می شنوید، یا بوی دود به مشامتان می خورد، صدا را پایین بیاورید. ممکن است برای باند ها کمی دیر شده باشد، اما حداقل آمپلیفایر را نجات داده اید.
Coaxial Cable
یک رسانای مسی، که با لایه ای عایق پوشانده شده است، روی آن را یک ورقه مسی گرفته است، و در نهایت یک غلاف عایق دارد.(چهار لایه از داخل به خارج:سیم مسی، عایق، ورقه مسی، غلاف نهایی). این کابل یک خط انتقال غیر تعادلی با امپدانس ثابت است. در سیستم های صوتی، این کابل ها عموما برای انتقال سیگنال های سطح پایین که از اتصالات RCA خارج می شوند استفاده می گردند.
Component System
این واژه در ارتباط با سیستم اسپیکر استفاده می شود. یعنی سیستمی که در آن برای هر بخش سیستم، قعطه مجزایی وجود دارد. در یک سیستم صوتی ماشین معمولی، معمولا ووفر درون باکس در عقب، میدرنج ها در دو طرف، و تویتر ها بر روی جلوداشبرد نصب می شوند. کامپوننت ها معمولا در برابر باند های ترکیبی که در آن همه قطعات در یک جا قرار دارند خود را نشان می دهند.
Cone
قیف، در حقیقت پرده قیف شکل یک اسپیکر یا باند است. این صفحه مستقیما به موتور کویل متصل است، که حرکات آن باعث تکان خوردن هوا و ایجاد صوت می شوند.
Counter firing
یک روش برای کم کردن دیستورشن هارمونیک در فرکانس های پایین است، که با استفاده از یک کویل ثانویه در یک ووفر یا درایور میدباس انجام می شود. این کار عناصر غیر مفید و غیر بنیادی موج را که در سیگنال اصلی صدا وجود ندارند حذف می کند. سیگنالی که از کویل می آید، توسط آمپلیفایر استفاده می شود تا کنترل دمپینگ آمپ بر قیف باند یا ساب بهتر شود. این راه حل که به نام تکنولوژی بازخوراند دوطرفه نامیده شده است، در اصل در اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط Velodyne ابداع شد.
Crossover
وسیله یا مداری است که در یک سیستم استفاده می شود تا تویتر ها و میدرنج ها را از هم جدا کند. یعنی این که فرکانس های بالاتر و پایین تر از یک رنج خاص را از بین می برد تا اجازه دهد که صدای هر درایور به اصطلاح هرس شده و اصلاح شده باشد. بیشتر باند ها کراس اور هایی دارند که تشکیل شده از یک سری عناصر مثل خازن ها، کویل ها، و مقاومت ها هستند که بتوانند فرکانس های مختلف را جدا کنند. در یک سیستم دوآمپی یا چند آمپی، کراس اور یک وسیله جداگانه است که فرکانس های مختلف را به ورودی آمپ های مختلف می فرستد.(مثلا فرکانس های پایین به آمپی که برای ساب استفاده شده است و …)
Cutoff Frequency Filters
فرکانسی که در آن یک سیگنال ۳دسیبل کاهش صدا نسبت به قدرت حداکثر خود پیدا می کند.( نقطه نصف توان فرکانس). همچنین به آن فرکانس های گوشه، یا نقاط منفی ۳ دسیبل نیز می گویند.
(DAC (D/A
مبدل دیجیتال به آنالوگ. یک آی سی است که برای تبدیل یک سیگنال دیجیتال به آنالوگ طراحی شده است.
Damper
همون اسپایدره.بخشی از سیستم تعلیق اسپیکرهاست که به بخش پایینی قیف و بالای کویل وصل شده است، و کویل را در مرکز شکاف مغناطیسی قرار می دهد.
EBP
یکی از پارامترهایی است که نشانگر مناسب بودن یک باند یا ساب برای باکس های سیلد یا پرتد است. بدین معنا که EBP پایین تر از ۵۰ نشان دهنده این است که ساب برای باکس های سیلد مناسب است، ۵۰ تا ۹۰ نشان دهنده این است که طراحی ساب منعطف است و می توان آن را در انواع باکس، مثل باس رفلکس، استفاده کرد، و اگر این عدد بالاتر از ۹۰ باشد، نشان دهنده این است که به باکس پرتد نیاز است. EBP را می توان از فرمولEBP=Fs/Qes محاسبه کرد.
Efficiency
کارامدی، یعنی توانایی یک سیستم صوتی در تبدیل انرژی الکتریکی (وات) به انرژی مکانیکی (دسیبل صوتی). این نسبت معمولا زمانی به دست می آید که انرژی اندازه گیری شده در واحد دسیبل را در مسافت یک متری ورودی وات الکتریکی محاسبه می کنیم. در بیشتر اسپیکر ها، هرچه کارامدی بیشتر باشد، یعنی این که آن اسپیکر صدای بلند تری ایجاد می کند. ( مثلا اگر ولوم هد یونیت روی یک عدد ثابت باشه، باندی که کارامدی بیشتری داره صدای بلندتری داره). کارامدی کلی برای اکثر باند ها زیر ۲۰ درصد است. اسپیکر های عادی معمولا توانی بین ۸۵ تا ۱۱۰ دسیبل دارند. البته به یاد داشته باشید که کارامدی تنها یکی از فاکتورهای کیفیت کلی یک اسپیکر است.
Electrolytic Capacitor
یک خازن قطبی است که یک ترمینال مثبت و یک منفی دارد، و معمولا برای فیلتر کردن و ذخیره انرژی DCاستفاده می شود. درست مثل تمامی خازن ها، عایق الکتریکی دو صفحه را از هم جدا می کند، و یک شارژ را در خود ذخیره می کنددر این نوع خازن، عایق یک الکترود شیمیایی است که قطبی شده است. نوع های کوچک تر را با میکروفاراد اندازه گیری می کنند، در حالی که خازن های بزرگ تری که برای ثبات آمپلیفایر استفاده می شوند با فاراد اندازه گیری می شوندمعمولا در آمپلیفایر های ماشین ها، از خازن هایی با ۰٫۵ تا ۳ فاراد استفاده می شود.
Enclosure Volume
حجم باکس، یعنی مقدار کل فضای داخلی یک باکس. هر ووفر،(ساب)، یک حجم هوای بهینه دارد که به آن کمک می کند تا به پتانسیل ایجاد باس خود برسداین حفره رزنانسی، معمولا با فوت مکعب اندازه گیری می شود، که شامل حجم خالص ساب و پرت ها نیز هست. برای این که حجم یک مکعب را اندازه گیری کنید، طول، عرض، و عمق آن را به اینچ در هم ضرب کنید، و حاصل را تقسیم بر ۱۷۲۵ کنید.( تعداد اینچ در یک فوت مکعب). عدد حاصل، حجم باکس به فوت مکعب است.
ESP
سیستم الکترونیکی حفاظت از شوک. یک مدار الکترونیکی است که اطلاعات صوتی از یک CD یا MD را در یک حافظه بافر ذخیره می کند. اگر هد لیزری دستگاه به اصطلاح خط خود را گم کند، بافر ادامه موسیقی را که از پیش ذخیره کرده است پخش می کند تا صدا قطع نشود. دستگاه هایی که در دست اندازهای خیابان های ایران قطع نمی شوند، ESP قوی تری دارند، یعنی حافظه بافر آنها بیشتر است.
Fuse
وسیله ای است که طراحی شده است تا از یک مدار محافظت کند. فیوز این کار را با قطع کردن مدار انجام می دهد. فیوز ها را از روی آمپراژ آنها شناسایی و دسته بندی می کنند، و طراحی شده اند تا اگر جریانی بیش از تحمل آنها از آنها گذر کرد، باز شوند( به اصطلاح بترکند یا بسوزند). فیوز ها بسته به نوعشان می توانند عکس العمل سریع یا کند داشته باشند

دیدگاهتان را بنویسید